booket-logo
booket
s:40847:"s:409:"شناختدرماني مباني و فراتر از آن جوديت اس . بك Ph D با مقدمه آرون تي . بك M. D. ويراستار علمي دكتر لادن فتي مترجمان دكتر لادن فتي عضو هيئت علمي دانشگاه علوم پزشكي ايران دكتر فرهاد فريدحسيني عضو هيئت علمي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي";s:2759:"سرشناسه : بک ، جودیت Beck, Judith S عنوان و نام پديدآور : شناخت درمانی : مبانی و فراتر از آن/ جودیتاس . بک؛ مترجمان لادن فتی ، فرهاد فریدحسینی؛ ویراستار علمی لادن فتی . مشخصات نشر : تهران: دانژه . ۱۳۹۰ ، مشخصات ظاهری ۴۴۸ : ص . شابک ۹7۸ - 6۰۰ - 55۱۰ - ۹۰ - ۴ : وضعیت فهرستنويسی : فیپا يادداشت : عنوان اصلی Cognitive therapy : basics and beyond : يادداشت : کتاب حاضر قبلا تحت عنوان " راهنمای گام به گام شناخت درمانی " با ترجمه ایرج دوراهکی ، محمدرضا عابد ی توسط انتشارات گلهای محمدی منتشر شده است . يادداشت : واژهنامه . يادداشت : کتابنامه . عنوان ديگر : راهنمای گام به گام شن اختدرمانی . موضوع : شناختدرمانی موضوع : شناختدرمانی -- روشه ا شناسه افزوده : فتی ، لادن ، - ۱۳۴۳ ، مترجم شناسه افزوده : فرید حسینی ، فرهاد، ، - ۱۳5۴ مترجم رده بندی کنگره ۸۳ ۱۳۸۹ : ب ۹ ش/ RC۴۸۹ رده بندی ديويی ۸۹۱۴۲ / 6۱6 : شماره کتابشناسی ملی ۲۲7۱۱7۸ : عنوان : شناخت درماني : مباني و فراتر از آن نويسنده : جودیت اس . بک Ph D مترجمان : دکتر لادن فتی، دکتر فرهاد فریدحسینی ويراستار علمی : دکتر لادن فتی (عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشكی ایران ) مدير تولید : داریوش سازمند صفحهآرا : گروه گرافیكی ارشیا ناشر : دانژه لیتوگرافی، چاپوصحافی : طیف نگار قیمت فروش نسخه ديجیتال 8000 : تومان نوبت چاپ : هفتم ۱۳۹6 - شابک ۹7۸ - 6۰۰ - 55۱۰ - ۹۰ - ۴ : اين ا ثر مشمول قانون حمايت مؤلفان و مصنفان و هنرمندان مصوب 1348 است ، هر كس تمام يا قسمتي از اين اثر را بدون اجازه مؤلف (ناشر) نشر يا پخش يا عرضه كند مورد پيگرد قانوني قرار خواهد گرفت. تهران : خيابان استاد مطهري خيابان سليمان خاطر (اميراتابك) ، كوچه اسلامي ، شم اره 4 / 2 كدپستي 1578635811 : صندوقپستي 14155 - 4146 : تلفن 88842543 88846148 : تلفكس 88812083 : فروش اينترنتی و آشنايی با نشر دانژه در www.iketab.com : Email : info@danjeh.info Web & Store : http://danjeh.inf o";s:45:"تقديم به پدرم آرون تي . بك";s:0:"";s:3324:"فهرست عنوان صفحه پيشدرآمد 7 ..................................................................................................................................... پيشگفتار 11 ......................................................................................................................................... مقدمه مترجم 13 .................................................................................................................................. فصل يك : مقدمه 17 ............................................................................................................................ فصل دو : مفهومپردازي شناختي 33 ...................................................................................................... فصل سه : ساختار نخستين جلسه درمان 49 ............................................................................................ فصل چهار : جلسههاي دوم بهبعد : ساختار و چارچوب 73 ..................................................................... فصل پنج : مشكلات ساختار جلسهي درمان 95 ..................................................................................... فصل شش : شناسايي افكار خودآيند 111 ................................................................................................ فصل هفت : شناسايي هيجانها 135 ......................................................................................................... فصل هشت : ارزيابي افكار خودآيند 149 ................................................................................................ فصل نه : پاسخ به افكار خودآيند 175 ..................................................................................................... فصل ده : شناسايي و تغيير باورهاي ميانجي 191 ....................................................................................... فصل يازده : باورهاي بنيادين 227 ............................................................................................................ فصل دوازده : ساير فنون شناختي و رفتاري 261 ...................................................................................... فصل سيزده : تصويرسازي ذهني 307 ...................................................................................................... فصل چهارده : تكليف درماني 333 ........................................................................................................ فصل پانزده : ختم درمان و پيشگيري از عود 361 ..................................................................................... فصل شانزده : برنامهريزي درمان 381 ...................................................................................................... فصل هفده : مشكلات درمان 401 ........................................................................................................... فصل هجده : پيشرفت كردن بهعنوان يك شناختدرمانگر 417 ...............................................................";s:1162:"421 427 429 431 433 439 441 6 شناخت درماني؛ مباني و فراتر از آن پيوست الف : خلاصه ضابطهبندي شناختي رفتاري يك بيمار ........................................................... پيوست ب : فهرست مطالب خواندني پايه در حوزهي شناختدرماني براي درمانگران ...................... پيوست پ : فهرست مطالب خواندني براي بيماران و درمانگران .................................................... ( پيوست ت : منابع شناختدرماني ..................................................................................................... منابع ............................................................................................................................................... واژهنما ........................................................................................................................................... موضوعنما ......................................................................................................................................";s:2848:"پيشدرآمد اين كتاب چرا نوشته شده است؟ طبيعي است هر كسي كه كتابي دربارهي رواندرماني ميخواند، اين پرسش را از خود بپرسد . اين پيشدرآمد در پي آن است كه به اين سؤال پاسخ دهد . براي اينكه اين پرسش خوانندگان كتاب شناختدرماني : مباني و فراتر از آن، تأليف دكتر جوديت س . بك پاسخ داده شود، بايد توجه خواننده را به نخستين روزهاي شناختدرماني و روند رشد آن از آن زمان تاكنون جلب كنم . زمانيكه من براي اولين بار شروع به درمان بيماران با استفاده از مجموعه روشهايي كردم كه بعدها » شناختدرماني « نام گرفتند، هيچ تصوري از اينكه اين روش كه بهطور جدي از آموزش روانكاوانه من فاصله گرفته بود، مرا به كجا خواهد برد، نداشتم . من با توجه به مشاهدات بالينيام و نيز براساس برخي مطالعات و آزمايشهاي باليني نظامدار، اين نظريه را ارائه كردم كه هستهي اختلالات باليني نظير افسردگي و اضطراب، اختلالي در تفكر است . اين اختلال در تفكر به شكل نوعي سويمندي نظامدار در شيوهي تفسير بيمار از تجارب خاصي جلوهگر ميشود . من دريافتم كه ميتوانم با هدف قرار دادن اين تعابير غيرسودمند و پيشنهاد دادن پاسخهاي جايگزين كه همان توضيحهاي احتمالي ديگر براي تبيين اين رويداد هستند، سريعاً نشانههاي بيماري را تا حدودي تسكين دهم . آموزش به بيماران در استفاده از اين مهارتهاي شناختي موجب ابقاي بهبودي ميشد . اين تمركز بر مشكلات اينجا و اكنون بيمار، طي حدود 10 الي 14 جلسه منجر به برطرف شدن كامل نشانگان بيماري ميشد . بعدها آزمايشهاي باليني كه توسط گروه خود من و پژوهشگران و بالينيگراني در ساير جاها انجام شد، كارآمدي اين رويكرد را در درمان اختلالات اضطرابي، افسردگي و وحشتزدگي نشان داد . در اواسط دهه 1980 ميلادي ميتوانستم بهجرأت ادعا كنم كه جايگاه شناختدرماني، جايگاه يك نظام رواندرماني است . در اين زمان شناختدرماني عبارت بود از ( 1 يك نظريه";s:3765:"8 شناخت درماني؛ مباني و فراتر از آن شخصيت و آسيبشناسي رواني كه حمايت تجربي محكمي براي فرضيههاي اساسياش داشت؛ ( 2 يك مدل رواندرماني كه داراي مجموعهاي از اصول و راهبردهايي آميخته با نظريه آسيبشناسي رواني زيربناي آن بود؛ و ( 3 يافتههاي تجربي محكم مبتني بر مطالعات باليني دربارهي پيامد درمان كه كارآمد بودن اين رويكرد را تأييد ميكردند . از همان آغاز كار من، نسل جديدي از درمانگران، پژوهشگران، و مدرسان به پژوهش در بارهي مباني مدل مفهومي آسيبشناسي رواني شناختي و شناختدرماني كاربردي در مورد طيف وسيعي از اختلالات روانپزشكي پرداختهاند . پژوهشهاي نظامدار ابعاد شناختي اصلي شخصيت و اختلالات رواني، سبك شخ صيپردازش و يادآوري اطلاعات در اين اختلالات و رابطهي آسيبپذيري و استرس را پيدا كردهاند . استفاده از شناختدرماني در درمان گسترهي وسيعي از اختلالات روانشناختي و جسماني، بسيار فراتر از آن است كه من در ابتدا، زمانيكه براي نخستين بار چند بيمار مبتلا به اضطراب و افسردگيام را شناختدرماني ميكردم، در ذهن خود تصور ميكردم . پژوهشگران در سراسر دنيا و البته به ويژه در ايالات متحده براساس پژوهشهاي آزمايشي دربارهي پيامد درمان، كاربرد شناختدرماني را در مورد طيف گسترده و متنوعي از اختلالات از جمله اختلال استرس پس از سانحه، اختلال وسواس فكري عملي، انواع فوبياها و اختلالات خوردن مورد تأييد قرار دادهاند . شناختدرماني در تركيب با دارو در درمان اختلالات عاطفي دو قطبي، و اسكيزوفرنيا مفيد واقع شده است . همچنين شناختدرماني در مورد گسترهي متنوعي از اختلالات طبي مزمن نظير كمردرد، كوليت، فشار خون و سندرم خستگي مزمن نيز سودمند دانسته شده است . حال كه شناختدرماني چنين كاربرد گسترده و متنوعي دارد، چگونه يك شناختدرمانگر مشتاق ميتواند الفباي اين درمان را بياموزد؟ به قول » آليس در سرزمين عجايب » ، « بايد از اول شروع كرد .« حالا برگرديم به سؤالي كه در آغاز اين پيش درآمد مطرح شد . هدف اين كتاب كه توسط دكتر جوديت س . بك، از نسل جديد شناخت درمانگران نوشته شده و در زمان نوجوانياش از نخستين كساني بود كه به تفسيرهاي من از نظريه تازهام گوش فرا ميداد ، ارائهي مباني اساسي مستحكم براي انجام شناختدرماني است . عليرغم سلسله كاربردهاي متفاوت توانمندانه شناختدرماني، همه آنها مبتني بر اصول اساسي طرح شده در اين كتاب هستند . ساير كتابها ) كه برخي را من نوشتهام ( درمانگر را در هزار توي هر اختلال هدايت ميكنند . به نظر من";s:2592:"پيشدرآمد 9 اين كتاب جاي آنها را خواهد گرفت و كتاب درسي اصلي شناخت درمانگران خواهد شد . حتي درمانگران متبحر نيز از اين كتاب در بهبود مهارت مفهومپردازي، بسط خزانه فنون درماني خويش، طراحي برنامههاي درمان اثربخشتر و برطرف كردن موانع و مشكلات، بهره خواهند برد . البته هيچ كتابي جاي نظارت آموزشي بر كار باليني را در شناختدرماني نميگيرد . ولي اين مجلد، كتابي مهم است و نظارت آموزشي باليني كه در حال حاضر توسط شبكهاي از درمانگران شناختي مجرب ) پيوست ت ( ارائه ميگردد؛ مكمل اين كتاب خواهد بود . دكتر جوديت س . بك به درستي در ارائه چنين هدايتي در شناختدرماني صاحب صلاحيت است . طي 10 سال گذشته وي كارگاههايي اجرا كرده و موارد باليني را به شكل كنفرانس ارائه نموده است . وي سخنرانيهايي دربارهي شناختدرماني داشته، درمانگران تازه كار يا با تجربه زيادي را در شناختدرماني آموزش باليني داده است در تدوين پرتكلهاي درماني براي اختلالات چندي همكاري داشته و در پژوهش در شناختدرماني مشاركت فعال داشته است . با چنين پيشينهاي وي دست به كار تأليف كتابي شده است كه حجم قابل ملاحظهاي اطلاعات كاربردي در درمان شناختي را در اختيار خواننده ميگذارد . شناختدرماني كار آساني نيست . من كساني را ديدهام كه براي مثال در پژوهشهاي تجربي باليني شركت ميكنند و ميآموزند كه چگونه با افكار خودآيند بيمار چالش كنند ولي برداشتهاي بيمار از دنياي شخصي خويش را درك نميكنند و معناي تجربهگري مشاركتي را نميدانند . هدف دكتر جوديت س . بك آموزش، تعليم و تدريس به درمانگران تازه كار و خبره در حوزهي شناختدرماني است و وي اين مأموريت را به شيوهاي تحسينبرانگيز به انجام رسانيده است . آرون تي . بك، M.D.";s:0:"";s:2680:"پيشگفتار : طي 10 سال گذشته كارگاهها و سمينارهايي در سطح ملي و بينالمللي برگزار كردهام و در اين جريان سه نكته توجه مرا جلب كرده است . نخست، شوق فزاينده نسبت به شناختدرماني به عنوان يكي از معدود نظامهاي وحدت يافته رواندرماني كه داراي اعتبار پژوهشي است . دوم، تمايل جدي متخصصان حوزه بهداشت روان بر آموختن و اجراي شناختدرماني به شيوهاي مستمر و توأم با مفهومپردازي و تسلط بر فنون است . سوم، درباره شناختدرماني سوءتفاهمهاي زياد و عمدهاي وجود دارد، مثلاً اينكه شناختدرماني صرفاً مجموعهاي از فنون است، شناختدرماني اهميت هيجانها و ارتباط درماني را دست كم ميگيرد و اين كه شناختدرماني ريشههاي دوران كودكي بسياري از مشكلات روانشناختي را ناديده ميگيرد . تعداد بيشماري از شركتكنندگان كارگاهها به من گفتهاند كه ساليان سال از فنون شناختي استفاده كردهاند بيآنكه نام آنها را شناختدرماني بگذارند . گروه ديگري از شركت كنندگان اولين دستورالعمل 1 شناختدرماني يعني شناختدرماني افسردگي ) بك، راش، شاو، امري، ( 1979 را ميشناختند . و درصدد آن بودند كه اين نوع درمان را به شيوهاي اثربخشتر به كار گيرند . اين كتاب طوري تنظيم شده كه پاسخگوي طيف وسيعي از مخاطبان باشد، اعم از كسانيكه هرگز تجربه انجام شناختدرماني را نداشتهاند، تا كسانيكه تجربه دارند ولي ميخواهند مهارت خود در مفهومپردازي شناختي بيماران، طراحي برنامه درمان، استفاده از فنون متنوع، ارزيابي اثربخشي روش درمانشان و معلوم كردن مشكلاتي كه در جلسات درمان پيش ميآيند را ارتقاء دهند . براي اينكه موضوع به سادهترين شكل ممكن ارائه شود، من يك بيمار را به عنوان مثال اين كتاب انتخاب كردهام . سارا زمانيكه من نوشتن اين كتاب را سالها قبل شروع كردم، بيمار من 1-manual";s:2354:"12 شناخت درماني؛ مباني و فراتر از آن بود . وي از بسياري جهات بيماري ايدهآل بود و درمان وي مثالي روشن از شناختدرماني استاندارد يك دوره واحد افسردگي غير پيچيده است . به منظور پرهيز از مشكل آفريني، مشخصات سارا و ساير بيماراني كه در اين كتاب از آنها ياد شده است، تغيير كرده است، تشخيص آنها به گونهاي مطرح شده كه مطالب به واضحترين شكل ممكن ارائه شوند . علاوه براين به جاي واژه » مراجع « از كلمه بيمار « استفاده شده است تا جنبه اصيل باليني و پزشكي مجموعهاي كه من در آن كار ميكنم را متجلي سازد . تأليف اين كتاب بدون تجاربي كه در كنار آرون تي . بك، كه پدر شناختدرماني، پدر من، نظريه ، انسان و دانشمندي فوقالعاده است كسب شد، ميسر نبود . آنچه كه در اين كتاب ارائه شده محصول سالها تجربه باليني من، توأم با خواندن، نظارت آموزشي در كار باليني و گفتگو با پدرم و ديگران است . من از هر يك از ناظرين آموزش باليني و بيماراني كه با آنها كار كردهام، بسيار آموختهام . از همه آنها سپاسگزارم . علاوه براين از تمام كسانيكه وقتي اين كتاب را مينوشتم دربارهي آن اظهار نظر كردند نيز كمال تشكر را دارم، مخصوصاً كوين كولوين ،1 كريستين پدسكي ،2 توماس اليس ،3 دونالد بيل ،4 اي توماس داود ،5 و ريچارد بوزيس . 6 از تينا اينفورزاتو ،7 هلن ولز ،8 و باربارا اچري 9 كه مثالها را آماده كردند و از راشل تيچر 10 و هدر بوگدانوف 11 كه در مراحل آخر كمك كردند هم متشكرم . 1-Kevin Kuehlwein 5-E.Thomas Dowd 9-Barbara Cherry 2-Christine Padesky 6-Richcrd Busis 10-Rachel Teacher 3-Thomas Ellis 4-Donald Beal 7-Tina Inforzato 8-Helen Wells 11-Heather Bogdanoff";s:2769:"مقدمه مترجم كتابي ك درپ رو داريد، درسال 1995 منتشر شده است و از آن زمان تا كنون يكي از اصليترين منابع آموزش شناختدرماني محسوب ميشود . اگرچه آرون تي بك شناختدرماني را ابداع كرد، ولي بهگفتهي وي دخترش جود ب اين شانس را داشت ك در درون ا ن انديشه نظام درمان پرورش يابد و سالهاي نوجواني خود را درحال پردازش اطلاعات كسب شده در محضر پدر بگذراند . بههمي دل درسراسر ا ن كتاب دروني بودن مفاهي برا نويسنده و بهقولي » با تمام وجود « نگاشته شدن اي تاب را ميتوان دريافت . بههمين دلي عل رغم سرعت رشد شناختدرماني و انتشار مطالب تازه در اين حوزه، اي تاب همچنان يكي از منابع اصلي در شناختدرماني بهشمار يم . تا آنجا كه همهي نهادهاي اعتبار بخشي درمانهاي شناختي رفت اري ، مطالعه ي تاب را براي ك ساني ك ه ما ي به در افت گواهينامهي رسمي شناختدرماني هستند، اجباري اعلام كردهاند . علاقهمندي من به اي تاب به سال 2002 باز ميگردد كه قرار بود چندماهي از تحصيلاتم را تحت نظر پروفسور كيث دابسون در دانشگاه كلگري كانادا بگذرانم . قبل از عزيمت، بهزعم خودم شروع به مطالعه جديدترين مطالب آن زمان در حوزه شناختدرماني و آس شناسي رواني كردم . آن موقع فرض ميانج من ين بود » : اگر ميخواهي تصوي خوب از خودت بهعنوان ي يراني به استاد بدهي با د به دانش روز مسلط باشي .« پس از ملاقات با پروفسور دابسون، و زماني كه كارم را در دانشگاه شروع كردم، با كمال حيرت اولي تابي كه خواندن آن به من ت يف شد، كتاب پي رو شما بود كه در آن زمان 7 سال از انتشارش سپري ميشد . فرض ميانجيام چندان دقي از آب درن ! من اگرچه نهچندان از سر رغبت، شروع به مطالعه كردم و خيلي خيلي زود در تاب شدم، بهطوري كه دور اول مطالعه آن را ظرف چند روز به پايان رساندم، گويي كه درحال خواندن يك رمان هستم . تاب از آن زمان تاكنون همدم هميشگي من است .";s:3446:"14 شناخت درماني؛ مباني و فراتر از آن تصمي به ترجمه ا تاب چندي دل ل داشت . از زماني ك تدر س شناختدرماني را شروع كردم، اي تاب از منابع اصلي تدريس من بهشمار مي و عم قاً معتقدم يكي از خلاءهاي اصلي دانش لازم براي درمان، يعني » ساختار « و » فرايند « درمان را پوشش ميدهد . اين درست برخلاف سنت متداول در تدوي تب آموزشي است ك برفنون متمر م شوند . دانستن اين دو بخش مهم درمان، در بهكارگ انواع جديدتر درمانهاي شناختي رفتاري ني ضرور است . علاوه براين، روند روبهرشد رواندرماني ، به ژه درمانهاي شناختي رفتاري در ايران، طي دهه اخير سرعت فزا يا گرفته است . امكانات و منابع موجود متناسب با ن آموزش ، يستند و اين مشكل منجر به آموزش آشفته و پراكنده رواندرمانيهاي شناختي و رفتاري شده است . همچنين، سوءتفاهم پ آمده است رو كردهاي جديد در درمان شناختي رفتاري ، به مستقل و مجزا از فر ند شناختدرماني كلاسيك هستند و در ن يت جه آموزش شناختدرمانيهاي نوين بدون رعاي پ شرط آموزش در شناختدرماني كلاسيك ميسر است ! دلا ل سبب شد تا پيشنهاد ترجمه كتاب پا هي ي » شناختدرماني : مباني و فراتر از آن « از انتشارات گيلفورد را بپذ . اين كتاب يكي از موفقتري تابها درطي 15 سال گذشته بوده و يكي از منابع اصلي مطالعه در حوزه شناختدرماني بهشمار ميرود . مقدمه و پيشدرآمد كتاب كه توسط جودي اس ب و آرون تي بك نوشته شدهاند، بهخوبي نشاندهنده جايگاه اي تاب در ادبيات شناختدرماني است . ما سعي كرديم تاجاي ممكن ترجمه را مطابق با اصل كتاب پي ببر . تنها تغيي تاب، تغيي اسام انگل به اسامي آشناتر است . در برگردان گفتوگوهاي درماني كتاب، سعي شد از ادبيات گفتاري بهجاي ادبيات نوشتاري استفاده شود تا به اي ترت ب نمونهها و مثالها به واقعيت اتاق درمان نزديكتر باشند . علاوه برا ن، لحن ي براي درمانگر انتخاب شد . همكاراني كه همزمان با ترجمه اي تاب، ترجمه تألي بعد دكتر جودي ب يعني » شناخت درماني براي بيماران دشوار : آنگاه كه مباني و فراتر از آن كافي نيستند ، « را انجام دادهاند، لحن رسميتري را براي گفتوگوهاي درمان انتخاب كردهاند . هدف ما اين بود ك نشان ده م در انتخاب لحن درمان، درمانگر شراي و ن م زان دشواري حساس ا ظرافت ارتباط با بيمار را در نظر مي يگ رد و براي اساس تصم رد مار را ي ي رسم خطاب كند .";s:986:"پيشدرآمد 15 مجوز انتشار ترجمه فارسي ا كتاب طي قراردادي ميان انتشارات گيلفورد و انتشارات دانژه با رعا ت مقررات جهاني حق نشر، به نشر دانژه واگذار گرديده است . مترجمان از آقاي دكتر سازمند و همكارانشان در انتشارات دانژه و خانم كتي كوئل و آقاي د يد ميشل از انتشارات يگ نها تش ر را دارند . د مس ترجمه تاب همواره از حما ها ين دوستان برخوردار بود مي . اصل جداييناپذير رو ك رد شناختي رفتاري » ، بازخورد « است؛ بنابراين از دوستان و همكاران خواننده ين ترجمه تقاضا داريم ما را با بازخوردهاي خود راهنمايي كنند . كد تر لادن فتي عضو هيئت علمي دانشگاه علوم پزشكي تهران";s:0:"";s:2392:"فصل يك مقدمه شناختدرماني توسط آرون تي . بك به عنوان درماني داراي ساختار، كوتاه مدت و متمركز برحل مشكلات جاري و تغيير تفكر و رفتار ناكارآمد در دانشگاه پنسيلوانيا در اوايل دهه 1960 شكل گرفت ) بك، .( 1964 از آن زمان به بعد بك و ديگران اين روش درمان را براي استفاده در گسترهي متنوعي از اختلالات رواني و جمعيتهاي مختلف منطبق كردهاند ) مثلا فريمن 1 و داتيليو 1992 ،2 ؛ فريمن، سيمون ،3 باتلر 4 و آركووينز ،1989 ،5 اسكات ،6 ويليامز 7 و بك، 1989 را ببينيد .( اين انطباقها تمركز، فناوري و طول درمان را تغيير دادهاند ولي فرضهاي نظري مربوط به شناختدرماني همچنان ثابت باقي ماندهاند . به طور خلاصه مدل شناختي ميگويد كه تفكر تحريف شده يا ناكارآمد ) كه روي خلق و رفتار بيمار تأثير ميگذارد ( وجه مشترك تمامي آشفتگيهاي روانشناختي است . ارزشيابي واقعبينانه و تغيير واقعگرايانه تفكر منجر به بهبود خلق و رفتار ميشود . بهبود پايدار با تغيير باورهاي ناكارآمد زيربنايي بيمار حاصل ميشود . انواع متنوعي از درمانهاي شناختي رفتاري توسط نظريه پردازان بزرگ ديگر معرفي شدهاند كه از آن ميان درمان منطقي هيجاني توسط آلبرت اليس ) 8 اليس، ، ( 1969 تغيير شناختي رفتاري توسط دونالد مايكنبام 1977 ،9 و درمان چند وجهي آرنولد لازاروس ) 10 لازاروس، ( 1976 را ميتوان نام برد . مرور تاريخي اين حوزه، توصيفي غني از چگونگي شكلگيري و رشد جريانهاي مختلف شناختدرماني فراهم ميآورد ) آرنكوف 11 و گلاس 1992،12 ؛ هولون 13 و بك، .( 1993 1-Freeman 2-Dattilio 3-Simon 4-Beutler 5-Arkowitz 6-Scott 7-Williams 8-Albert Ellis 9-Donald Meichenbaum 10-Arnold Lazarus 11-Arnkoff 12-Glass 13-Hollon";s:3141:"18 شناخت درماني؛ مباني و فراتر از آن در اين كتاب تأكيد بر شناختدرماني آنگونه كه توسط آرون بك تدوين و پالايش گرديده است، ميباشد . وجه مميزه اين نوع شناختدرماني اين است كه اين روش يك نظام رواندرماني است كه مبتني بر يك نظريه وحدت يافته در حوزه شخصيت و آسيبشناسي رواني بوده و پشتوانهاي از شواهد تجربي اساسي دارد . اين روش همچنين مشتمل بر يك درمان كاربردي و عملي با حوزه كاربرد وسيع است كه دادههاي تجربي از آن حمايت كردهاند و برگرفته از نظريه علمي مربوطه است . از سال 1977 كه نخستين مطالعه پيامدي به چاپ رسيد ) راش ،1 بك، كوواكس ،2 و هولون، ( 1977 تاكنون شناختدرماني بهطور گسترده مورد آزمون قرار گرفته است . مطالعات كنترل شده اثر بخشي آن را در درمان اختلال افسردگي عمده ) فراتحليل دابسون 1989 ،3 را ببينيد ، ( اختلال اضطراب منتشر ) باتلر ،4 فنل ،5 رابسون 6 و گلدر ، ( 1991 ،7 اختلال وحشتزدگي ) بارلو ،8 كرسك ،9 كرني 10 و كلوسكو 1989 ،11 ؛ بك، سوكول ،12 كلارك ،13 برچيك 14 و رايت 1992 ،15 ؛ كلارك، سالكوفسكيس ،16 هاكمن ،17 ميدلتون 18 و گلدر، ( 1992 ترس اجتماعي ) گلنتر 19 و همكاران، 1991 ؛ هايمبرگ 20 و ديگران، ، ( 1990 سوء مصرف مواد ) وودي 21 و ديگران، ( 1983 اختلال خودرن ) آگراس 22 و ديگران، 1992 ؛ فيربورن ،23 جونز ،24 پيولر ،25 هوپ 26 و دال ( 1991 ،27 و افسردگي منجر به بستري شدن ) باورز ،1990 ،28 ميلر ،29 نورمن ،30 كيتنر ،31 بيشاپ 32 و داو ،1989 ،33 تاس ،34 باولر 35 و هاردن ( 1991 ،36 نشان دادهاند . شناختدرماني در حال حاضر در سراسر دنيا به عنوان درمان واحد و يا در تركيب با روشهاي ديگر در درمان ساير اختلالات به كار گرفته ميشود . از جمله درمان اختلال وسواس فكري - عملي ) سالكوفسكيس و كرك ، ( 1989 ،37 اختلال استرس پس از سانحه ) دانكو 38 و فوآ ،39 ،1992 پاروت 40 و هاوز ، ( 1991 ،41 اختلالات شخصيت ) بك و ديگران، ،1990 لايدن ،42 1-Rush 7-Gelder 13-Clark 19-Gelernter 25-Peveler 31-Keitner 37-Kirk 2-Kovacs 8-Barlow 14-Berchick 20-Heimberg 26-Hope 32-Bishop 38-Dancu 3-Dobson 9-Craske 15-Wright 21-Woody 27-Doll 33-Dow 39-Foa 4-Butler 5-Fennell 10-Cerney 11-Klosko 16-Salkovskis 17-Hackmann 22-Agras 23-Fairburn 28-Bowers 29-Miller 34-Thase 35-Bowler 40-Parrott 41-Howes 6-Robson 12-Sokol 18-Middleton 24-Jones 30-Norman 36-Harden 42-Layden";s:3265:"فصل يك : مقدمه 19 نيومن ،1 فريمن ،2 مورس ،1993 ،3 يانگ ، ( 1990 ،4 افسردگي عود كننده ) آر . دي روبيس ،5 محاوره شخصي، اكتبر ، ( 1993 درد مزمن ) ميلر 1991 ،6 ؛ ترك ،7 مايكنبام و جنست ، ( 1983 ،8 خود بيمارانگاري ) وارويك 9 و سالكوسكيس، ( 1989 و اسكيزوفرنيا ) چادويك 10 و لو ،1990 ،11 كينگدون 12 و توركينگتون 1994 ،13 ؛ پريس ،14 اينگلسون 15 و جانسون ( 1993 ،16 به كار رفته است . شناختدرماني در جمعيتهاي ديگري غير از بيماران مبتلا به اختلالات روانپزشكي نيز مورد مطالعه قرار گرفته است كه از اين ميان ميتوان زندانيان، دانشآموزان، بيماران جسمي مبتلا به انواع مشكلات پزشكي و ساير موارد را نام برد . پرسونز ،17 برنز 18 و پرلوف ( 1988 ) 19 دريافتهاند كه شناختدرماني براي بيماران با سطوح تحصيلات، درآمد، و پيشنه متفاوت اثر بخش است . اين روش براي كار با بيماران گروههاي سني مختلف از پيش دبستان ) كنل ( 1993 ،20 تا سالمندي ) كيسي 21 و گرانت 1993 ،22 ؛ تامپسون ،23 ديويز ،24 گالاهر 25 و كرانتز ( 1986 ،26 قابل انطباق است . اگر چه اين كتاب منحصرا بر درمان انفرادي متمركز است، ولي شناختدرماني قابل تغيير براي استفاده در گروه درماني ) باتلر 27 و همكاران، ،1987 فريمن ،28 شرودت ،29 گيلسون 30 و لوگيت ، ( 1993 ،31 مشكلات همسران ) باكوم و اپستين، ، ( 1990 داتيليو و پدسكي ، ( 1990 ،32 و خانواده درماني ) بدروسيان 33 و بوزيكاس ،34 ،1994 اپستين، شلزينگر 35 و درايدن ( 1988 ،36 نيز هست . با توجه به چنين انطباقهاي متعددي آيا ميتوان همچنان از شناختدرماني خالص سخن گفت؟ در تمامي انواع شناختدرماني مشتق از مدل بك، درمان بر دو اساس انجام ميشود، يكي ضابطهبندي 37 شناختي يك اختلال و ديگري كاربرد اين ضابطهبندي در مفهومپردازي يا فهم هر بيمار خاص . درمانگر به شيوههاي گوناگون در پي ايجاد تغيير شناختي است، يعني تغيير در تفكر بيمار و نظام باورهاي وي، تا به اين ترتيب تغيير شناختي منجر به تغيير پايدار در هيجان و رفتار بيمار گردد . 1-Newman 2-Freeman 3-Morse 4-Young 5-R. DeRubeis 6-Miller 7-Turk 8-Genest 9-Warwick 10-Chadwick 11-Lowe 12-Kingdon 13-Turkington 14-Perris 15-Ingelson 16-Johnson 17-Persons 18-Burns 19-Perloff 20-Knell 21-Casey 22-Grant 23-Thompson 24-Davies 25-Gallagher 26-Krantz 27-Beutler 28-Freeman 29-Schrodt 30-Gilson 31-Ludgate 32-Padesky 33-Bedrosian 34-Bozicas 35-Schlesinger 36-Dryden 37-formulation";s:2723:"20 شناخت درماني؛ مباني و فراتر از آن به منظور توصيف مفاهيم و فرايندهاي شناختدرماني در سراسر كتاب از مثال يك بيمار استفاده شده است . سارا يك دختر 18 ساله مجرد است كه تقريبا از بسياري جهات بيماري ايدهآل به شمار ميرود و درمان وي مثال خوبي از اصول شناختدرماني است . وي در طول ترم دوم به دليل احساس افسردگي زياد و اضطراب نسبي طي چهارماه گذشته و مشكل در فعاليتهاي روزمره، براي درمان مراجعه كرده بود . در واقع براساس چهارمين ويرايش راهنماي تشخيصي و آماري اختلالات رواني ،DSM ) 1 انجمن روانپزشكي امريكا ( 1994 ،2 ملاكهاي تشخيص دوره افسردگي عمده با شدت متوسط را دارا بود . در فصل بعد و در پيوست اول، تصوير كاملتري از شرايط سارا ارائه شده است . مثال زير قسمتي از جلسه چهارم درمان سارا است كه نمونه خوبي از مداخلات شناخت درمانگرانه به شمار ميرود . در اين مثال مشكلي كه براي بيمار حائز اهميت است مشخص شده است . سپس فكر ناكارآمد همراه با آن شناسايي و ارزيابي گرديده است . در ارامه، يك طرح مداخله ريخته شده و اثر بخشي مداخله ارزيابي شده است . درمانگر : خوب، سارا گفتي كه ميخواي دربارهي مشكلاتت در رابطه با پيدا كردن يه شغل نيمهوقت صحبت كني . بيمار : آره، به پول احتياج دارم ... ولي، نميدونم ... درمانگر : همين الآن داشتي به چي فكر ميكردي؟ بيمار : نميتونم از عهده يه شغل بربيام . درمانگر : و اين باعث ميشه چه احساسي داشته باشي؟ بيمار : ناراحتم، واقعا احساس بدي دارم . درمانگر : خوب بنابراين فكر تو اين بود كه » من نميتونم از عهده يك شغل بربيام « و اين فكر باعث شد احساس ناراحتي بكني . چه شواهدي داري كه از عهده انجام كار برنميآي؟ بيمار : خوب همين الآنش هم از عهده كلاسام بر نميآم . درمانگر : اوهوم، ديگه چي؟ 1-Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders 2-American Psychiatric Association";";